زندگی شیرین
از زندگی مینویسم 
نويسندگان
لینک دوستان

سلام دوستای گلم مطالب همون هست که خوندین.

چیز تازه نمینویسم

منو می بخشین

ازدادن رمز هم معذورم

پی نوشت: دوستای خوبم که رمزی مینویسین ممنون میشم اگه رمزتونو تو همین پست خصوصی برام بزارید

[ ۱۳٩۳/۱٢/۱٤ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ] [ شیرین امیری ]

پدرش کارنامه عملکرد45 روزه اش رو گرفته که نمره فیزیکش کم بوده و توسط پدر مورد سرزنش قرار گرفته با تاخیر و بدون اجازه اومده تو کلاس و رفته نشسته سرجاش و درپاسخ معلم که ازش برگه تاییدیه ورود خواسته با چاقو حمله ور شده و به گردن و قفسه سینه معلم چند ضربه زده که درنهایت موجب کشته شدن معلمی شده که به اذعان همه اولیا و دانش اموزان جزو برترین و با اخلاق ترین معلمهای فرزانگان بوده.

پدر دانش اموز ادعا داره که بچه متواریش مشکلات عصبی و روحی روانی داشته !

من نمیدونم بچه ای که مشکلات روحی روانی داشته چرا نبایدبه اطلاع اولیامدرسه میرسیده؟

چرا اصلا تو مدرسه هیئت امنایی درس می خونده؟

نه تنها صدا و سیما بازتابی ازین موضوع نداشت (صدا و سیمایی که تو برنامه بیست و سی ناظمی که دانش اموز رو با کابل تو خالی زده بود تو برنامه وادار به عذرخواهی ازدانش اموز کرده بود) بلکه سایتهای خبری هم فقط نظرهای توهین امیز نسبت به معلمان رو نشر میکنه و چند نظر درپیت که دراون معلمها ازفقر و فلاکت ومکشلات معیشتی و قسط بالا و اجاره نشینی ناله کردن رو نشر میکنه!نظرات من و دوستانم که معضلات رو نوشته ونقد کرده بودیم نشر نمیشه !

نمیدونستم سایتهای خبری هم تو کار سانسور و وارونه نشون دادن نظرات استادند!

وقتی اول مهر وزیر سازمان به جای تکریم معلم بگه هرمعلمی کمترین خطایی بکنه و دانش اموز ازش معترض باشه به شدت باهاش برخورد میشه وبه سزای عملش رسونده میشه و هزارتا توهین و بخشنامه های فرمایشی ویرانگر که فقط معلم رو فرسایش میده و دانش اموز رو جری و گستاخ و بی سواد بار میاره ! جزاین انتظاری نمیره و نتیجه اش این میشه که هرنیروی نخبه ای که تونست جونش و برمیداره و ازین سیستم میزنه بیرون واوضاع خرابتر ازاونی که هست میشه !

دانش اموزان نسل جدید اونقدر جری و طلبکارن و که تصور میکنن هرمعلمی رو که به کلاس راه دادن درواقع کلی لطف بهش کردن .

مدرسه دیگه جای تربیت نیست دانش اموزا ازشبکه های اجتماعی و رسانه های اینور ابی و اونو ابی و .... تربیت شونو میگیرن و میان سرکلاس میشینن

منی که تا الان کمترین مشکلی با دانش اموز نداشتم به این خاطر نبوده که دانش اموزام خوب بودن موضوع اینه که من داغون شدم تا بتونم جوری برخورد کنم که کسی صدمه نبینه و جری تر نشه

"دریده شد قلب و گردن معلم اگر به فدای سیاستها و منویاتشون 

سرخم می سلامت شکند اگر سبویی"

حالا فهمیدین چرا خودم رو کشتم تا ازین سیستم مزخرف خارج بشم؟

[ ۱۳٩۳/٩/٥ ] [ ٥:٥٠ ‎ق.ظ ] [ شیرین امیری ]

قوانین ایران تو زمینه ازدواج و طلاق به قدری مضحک و ضعیف هست و جای سواستفاده داره که هرطرفی چه زن و چه مرد بخواد میتونه طرفش و اززندگی ساقط کنه
علی الحساب درمورد مثلا خواهر ما نه تنها برا رها شدن ازیه مرد هرزه که خاطرات انچنانی شو تو دفتر مینوشت و میزاشت تا خواهرم ببینه مردی که اززنش به عنوان کنیز بی جیره مواجب خانواده تهرانی بالا شهریش استفاده میکردو درتمام مدتی که با این خانواده پولدار بالا شهری زندگی میکرد هزینه امورات شخصی مثل لباس و پول تاکسی و خرده ریز و ملزومات بهداشتی مورد نیاز یه خانوم رو من خواهرش اونم مخفیانه با چه دوزو کلکی بهش میرسوندم که صدای مادرشوهر سلیطه اش بلند نشه که خانواده گدا گشنه ات اومدن تا ازمون بدزدی بدی بهشون که متهم نکنه که اومدیم تو خونه اش جادو جنبل بزاریم و هزار تا رفتار زشت و نفرت انگیز دیگه داشتن..
برای اینکه حاضر نبود زندگی کنه اما طلاق هم نمی داد نه تنها همه مهریه و نفقه و اجرت المثل و ملک و ... رو بخشید نزدیک پنج میلیون تومن هم دستی دادیم تا مردک حاضر شد طلاقش بده
حتی هزینه پول محضر طلاق رو هم ما پرداخت کردیم و حالا هم هم همه پیرمردهای مفنگی شهربا زن و فرزندان بزرگ تبدیل شدن به شاهزاده سوار اسب سفید و اصراردارن که نزارن تنها بمونه و اب توی دلش تکون بخوره و اوف بشه و اذیت بشه
حالا اگر زنی هم پیدا شده که پارتی کلفت داشته و تونسته حکم جلب شوهر شو بگیره به جای اینکه فقط بگین زن ها ازمهریه سواستفاده میکنن به اینم فکر کنین که اون مرد چی به سر اون زن اورده که حاضر شده شوهرش دست بند به دست تو دادگاه حاضر بشه
هرچند دیگه گمون نکنم کسی به خاطر مهریه زندونی بشه و هنوزوفریاد وامهریه مردان عزیز بلنده
مهریه ای که نه کسی داده و نه کسی گرفته به جز یه عده خاص که اوناهم به پشتگرمی و پشتوانه ای تونستن اینکارو کنن
درمورد دخترایی که کارشون مهریه بگیریه و خیلی استثنا هستن حرفی ندارم هرچند که دیگه با شیوه های جدیدی که تو قانون اعمال شده شغل مهریه بگیری هم به اضمحلال رفته
حتی به اندازه سرسوزنی دراینکه قوانین ازدواج و طلاق درایران به شدت مزخرف و ویرانگر هست شک ندارم
و اینکه به شدت عصبانی ام

[ ۱۳٩۳/٩/٢ ] [ ٦:۳۱ ‎ق.ظ ] [ شیرین امیری ]

یه سلام به همه دوستای خوب همراهم

ننوشته بودم داداش دومیه نامزد کرده با یه دختر پانزده ساله

دختر عزیزمون باباشو ازدست داده داداش هم نداره

وضع مالشون هم ردیف نیست

خیلی معصومه خیلی نازه خیلی طفلکی و بی پناهه

دلم میسوزه که قراره داداش بداخلاق و ازخود راضی و پرمدعای مارو تحمل کنه

خیلی نگرانم ایا این دختر کم سن میتونه سکان کشتی این زندگی رو هدایت کنه و جناب رو به راه بیاره

همه مون پشتش هستیم هواشو داریم هرکاری ازمون بربیادبراش می کنیم

داداش ما یه ماه کار میکنه سه ماه علافه هرچی درمیاره خرج یللی تللی میکنه

ازهمین الان سر این دخترداد میزنه و.

حرصم ازین میگیره خواهر شوهر بودنمونم مثل همه ملت نیست

والله حسودی زنداداشه رو کنیم حرص بخوریم که داداشمون ازوقتی زن گرفته کمتر به ما محبت میکنه

هی مثل خواهر شوهرای دیگه حرص بخوریم که عروس اینو گفت اونو گفت نمیدونم مارو با داداشه بد کرد

دلم میخواست به جای اینکه حس کنم باید هوای این بچه رو داشته باشم مثل خانمهای دیگه ناراحت بودم که داداشم ازدستم رفت.

هی خدا هوای این دخترو داشته باش .

خیلی حرف دارم حوصله ندارم کمی خسته ام

باید کارمو بزارم کنار عصر جنازه مو میبرم خونه چشمک

فکرکنم باید رو پسرا بیشتر کار کنم حتما باید چند سال جهشی بخونن مثل ننه شون خوره کتابن ازهمین الان مخصوصا اونی که قیافه شم شبیه ننه شهقهقهه

پی نوشت1: گزارش احمد شهید دروغ و مغرضانه است ؛کی گفته تو ایران دختر زیر هجده سال ازدواج میکنه؟ !

پی نوشت 2 : من احتملا مرض دارم داروی ایرانی که با دفترچه بیمه من رایگان هست رو نمیخرم میرم صدهزار تومن میدم خارجی شو میخرم .اصلا من با تولید داخلی مشکل دارم

 

 

 

[ ۱۳٩۳/۸/٢۱ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ شیرین امیری ]

سلام دوستان منو بابت رمزی شدن ارشیو ببخشید ولی دیگه نمیخوام زندگی نامه خواننده داشته باشه.تازه میخواستم حذف کنم وبلاگ رو ولی دست نگه داشتمنیشخند

این روزها شلوغ و پرکار و تلاش میگذرن اما زیبا و دوست داشتنی .

همه چی برام تازه و جالبه تو جزئیات اتفاق افتاده نمیرم که اگه همکلاسی چیزی گذرش افتاد لو نرمچشمک

اما ازبچه هام بگم که دارن میرن مدرسه و سال اول هستن حس خیلی قشنگ و عالی داره دیدن رشد کردن وبالیدنشون .

خدایا نصیبم کن بزرگی و خوشبختی و موفقیت شونو ببینم و لذت ببرم.

امروز معلمشون بهشون گفته خوش به حال مامانتون با این پسرهای فوق العاده!

خدا میدونه انگار تا اوج اسمون خوشبختی پرکشیدمقلب

پسرام مدرسه نرفته هوش خارق العاده شونو به رخ همه کادر مدرسه کشیدن .

همکلاسیهاشون همه بچه های خانواده های خیلی سطح بالا و بعضا خیلی مرفه هستن که همه جوره امکانات داشتن .

میترسیدم نکنه نتونن پابه پای یه سری بچه ها بیان و کم بیارن!

البته ازالان نمیشه گفت اخرش چی میشه ولی شروعش که عالی بوده.

امیدوارم چشم نخورن و این روند صعودی تا تبدیل شدنشون به انسانهای موفق و به درد بخور و همه چی تموم ادامه داشته باشه.

خدایا لذت خوشبختی رو نصیب همه کن.آمین

[ ۱۳٩۳/٧/٧ ] [ ٥:٤۸ ‎ب.ظ ] [ شیرین امیری ]
[ ۱۳٩٢/۸/٥ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ شیرین امیری ]
[ ۱۳٩٢/٧/۳٠ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ] [ شیرین امیری ]
[ ۱۳٩٢/٧/٢٠ ] [ ۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ شیرین امیری ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یه زن با یه همسر خوب و مهربون و دو فرزند ! لطفا تقاضای رمز نکنید
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed